محمد تقي جعفري
179
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
با نظر به مختصّات خود انسان مىتواند يك بعدى مهمّ از او را توصيف نمايد ( 1 ) ولى با نظر به عمق واقعيّات ، مىبينيم كه اگر از اين تأثّر و تأثير فقط نفع و حيات مطلوب و مادّى خويش را منظور نمايد ، ناتوانترين جانداران خواهد بود . اين ناتوانى معلول دو علَّت مىتواند بوده باشد : علَّت يكم - وقتى كه يك خود انسانى خويشتن را بعنوان محور يا باصطلاح روشنتر هدف مطلق تلقّى نمود ، از شناخت و پذيرش موجوديّت ديگر اشياء در هر دو قلمرو انسان و جهان [ بدانجهت كه واقعيّاتى براى خود هستند ] ناتوان مىگردد ، زيرا چنان كه فرض كرديم چنين انسانى فقط و فقط خود خويشتن را مىشناسد و آن خود را هدف مطلق ديده و ديگر واقعيّات را وسيله مىبيند ، در صورتى كه با عظمتترين قسمت آن واقعيّات كه بنى نوع او هستند ، نه تنها وسائلى براى خود او نيستند ، بلكه هر يك از آنان ، مانند خود او استعداد تأثير و تأثّر فراگير در جهان هستى را در خود مىبيند . حتّى مىتوان گفت : آن قسمت از اشياء هم كه موجودات غير انسانى اين كيهان بزرگ را تشكيل مىدهند ، اگر هم بعد وسيله اى براى انسان داشته باشند ، بُعدى مستقلّ براى خود دارند كه با نظر بان بعد ، آهنگ خود را مىنوازند و مىشنوند و آيات الهى بودن خود را در آفاق روشن مىسازند - جمله اجزاء در تحرّك در سكون ناطقان كانّا إليه راجعون ذكر و تسبيحات اجزاء نهان غلغلى افكنده در اين آسمان جمله اجزاء زمين و آسمان با تو مىگويند روزان و شبان
--> ( 1 ) . چنان كه دانشمند ارجمند آقاى دكتر جهانگير ثانى در مقدّمهء مباحث مربوط به اعلاميّهء جهانى حقوق بشر آوردهاند كه : « انسان جانداريست كه بيشترين اثر را بر موجودات و امور مىگذارد و بيشترين اثر را از آنها مىپذيرد و اين تأثير و تأثّر را در روند زندگى به وجه غير قابل مقايسه اى با ديگر حيوانات مورد عمل و استفاده قرار مىدهد . »